X
تبلیغات
نماشا
رایتل

آمریکایی که من شناختم

دیده ها و شنیده های من از سرزمین فرصتهای طلایی

مرد ها

دوشنبه 26 فروردین‌ماه سال 1392 09:47 ق.ظ نویسنده: امیر نظرات: 15 نظر چاپ

این نوشته رو توی یه وبلاگ دیدم و خوندنش رو توصیه میکنم:


Diamond

دوشنبه 7 اسفند‌ماه سال 1391 11:16 ب.ظ نویسنده: امیر نظرات: 26 نظر چاپ

سلام،

پروژه با موفقیت کلنگ خورد و با تلاش شبانه روزی هیات دست اندر کار یک عدد "بعله" مرغوب تولید شد، البته انتخاب حلقه و الماس هم خودش یه تز فوق لیسانس بود، کلی در مورد الماس اطلاعات کسب کردم. وزن، رنگ، روشنایی، نوع برش، عمق، ضخامت لبه و فلورسنت از جمله مواردی هستند که باید موقع خریدن الماس در نظر گرفت. ماشاله با بهره گیری از اینترنت، هزاران وبسایت سرویسهای ویژه جهت تسهیل خریدن الماس، مثل ارایه تصویر سه بعدی با قابلیت بزرگنمایی، را فراهم میکنند. بعنوان نمونه لینک زیر رو ببینید: 


http://www.b2cjewels.com/zoom.aspx?sitemid=8347&shape=Princess&buildid=1&shapeImage=1


به هر حال خوشحالم در موقعیتی قرار دارم و احساسی رو دارم تجربه میکنم که دو سال پیش بنظر ناممکن میومد. یکی از خوبیهای این رابطه جدید اینکه به مقدار معتنابهی دعوا میشه، و تو این دعواها، خیلی از ایرادهای خودم که روحمم ازشون خبر نداشت رو شناختم، انصافا درک کردن خانمها گاهی از کار تحقیقاتی سخت تره، ولی خوب سختیش یه جورایی شیرین هم هست. نکته جالب اینکه درک کردن ما آقایون هم برای خانمها همونقدر سخته، حالا اونها به رومون نمیارن نباید دور برداریم. 

رفته بودیم پیش یه خانمی که میگفت: "مرد و زن سیم پیچیشون با هم فرق داره"، ما هم هر وقت یه اشتباهی میکنیم به هم میگیم مشکل از سیم پیچیه!


شاد و سربلند باشید


-امیر 


حلقه نامزدی

دوشنبه 20 آذر‌ماه سال 1391 01:02 ق.ظ نویسنده: امیر نظرات: 35 نظر چاپ

بزودی

(این یعنی اینکه این پروژه دارای مراحل نهاییشو طی میکنه، ولی هنوز کلنگ نخورده)

نمیدونم چی میشه ایندفعه؟ همه چیز خوب بنظر میاد ولی واقعیت اینه که دفعه پیش هم همه چیز خوب بنظر میومد. با مادرم که صحبت میکردم بعد از کلی آرزوهای خوب بهم گفت:من زیاد به استعداد تو در زمینه انتخاب همسر اطمینان ندارم

منم گفتم: مادر جان، راستش من خودم هم به خودم در این زمینه زیاد اطمینان ندارم


خونه آخرش اینه که یا باید تا آخر عمر مجرد بمونم، یا اینکه یه بار دیگه تلاش کنم با علم به اینکه ممکنه موفق نشم. یکی میگفت ازدواج کردن این روزها یا دل شیر میخواد یا مغز خر، بعدشم به کنایه بهم گفت: بنظر نمیاد دل شیر داشته باشی

منم گفتم: ولی با این وجود میخوام این کار رو بکنم.

احساس میکنم عاشقم، مثل خیلی عاشقهای دیگه، ولی نه با اون حرارت سوزاننده. احساس نمیکنم عاشقترین مرد زمینم، چرا اینطوره نمیدونم، ولی بهرحال توکل به خدا

بقول یکی که میگفت: عشق هم میتواند اتفاق ساده ای باشد مثل همه اتفاقات دیگه.