X
تبلیغات
رایتل

آمریکایی که من شناختم

دیده ها و شنیده های من از سرزمین فرصتهای طلایی

کار جدید (قسمت دوم)

چهارشنبه 20 مهر‌ماه سال 1390 07:44 ب.ظ نویسنده: امیر نظرات: 13 نظر چاپ

سلام،



اینجا الان خیلی مد شده که خونه ها دیگه آیفون ندارند، طرف پشت در کد رو میزنه و سیستم به تلفن شما زنگ میزنه و شما با تلفنتون در رو باز میکنید، اگر هم خواستید با طرف صحبت میکنید قبل از اینکه در رو باز کنید. جمعه دو هفته پیش بود، بعد از ظهر وقتی سر کار قبلیم بودم،تلفنم زنگ زد و از رو شماره دیدم که یکی پشت دره، پرسیدم کیه؟ و یه آقایی گفت: برای آقای کاشانی گل آوردیم! در رو باز کردم و طرف گفتم که گل رو بزاره پشت در آپارتمانم، تا برسم خونه همش فکر میکردم که آخه کی برام گل فرستاده، رسیدم خونه و با عجله کاغذی که دور سبد گل رو برداشتم و دیدم یه کارت توشه و نوشته:


به شرکت ما خوش آمدید. خیلی کار جالبی بود بنظرم.



یه دوچرخه هم از دوستم گرفتم و امروز با دوچرخه رفتم سر کار، یه ربع راه بیشتر نبود، الان که دیگه هر روز کلی رانندگی نمیکنم میفهمم چه نعمتیه. از اونجایی که بدلایل امنیتی نمیتونم بگم که کارم چیه، فرض کنید که تو شرکت پرورش قورباغه کار میکنم. طرح تفکیک جنسیتی هم کاملا در شرکت ما اجرا میشه، تو گروهمون 16 نفریم، 14 مرد و دو تا خانم، یکیشون که بچه دانشگاهی داره، اون یکی هم حامله است.


دوشنبه کارمو شروع کردم و سه شنبه بزرگترین گردهمایی پرورش دهندگان قورباغه در دنیا بود که همکارام منو با خودشون بردن. از اونجایی که قورباغه اصولا موجود زیبایی نیست، در گردهمایی از عنصر هلو، جهت خنثی کردن اثر زشتی قورباغه فراوان استفاده شده بود. یه کارت شناسایی گنده هم گردمون انداختن که اسممون و اسم شرکتمون توش نوشته شده بود. شرکت ما در صنعت پرورش قورباغه کلی اسم و رسم داره و ملت دائم سوالای قورباغه ای از من میپرسیدن که من مجبور میشدم از لغت کلیدی بیلمیرم استفاده کنم.



دائم هم ملت با تلفنهای هوشمندشون کارتتو اسکن میکردن که برات ایمیل بفرستن، هر وقت یکی مودبانه میخواست کارتمو اسکن کنه، خودمو به کوچه علی چپ میزدم و فلنگو میبستم، البته برای هلوها قضیه فرق میکرد، آقای کاشانی اجازه میدید کارتتونو اسکن کنم؟ چرا که نه، هر جا رو دوست داری اسکن کن، و اینقدر تکون میخوردم و اینور اونور میرفتم که نتونه اسکن کنه و طول بکشه. حالا جریان اینه که ما مشتری از این شرکتهاییم و خیلی از شرکتها مشتری ما، آقای کاشانی مایلید دستگاه جدیدی که برای کندن پوست قورباغه ساختیم رو ببینید؟ بله، بله، حتما. اصلا بزرگترین مشکل شرکت ما اینه که دستگاه کندن پوست قورباغه نداریم.


عصر هم تا دلتون بخواد کالباس و سوسیس و پنیر دادن خوردیم، کلی هم ایستک و آب انگور، منم یادم رفت که کلید خونم سر کار تو کشو میزمه، راه افتادم اومدم خونه و دیدم که ای دل غافل، جا تره و بچه نیست.